![]() |

چنان دل کندم از دنیا
که شکلم شکل تنهاییست
ببین مرگ مرا در خود
که مرگ من تماشائیست
مرا در اوج می خواهی
تماشا کن تماشا کن
دروغین بودم از دیروز
مرا امروز حاشا کن
در این دنیا که حتی ابر هم
نمی گرید به حال من
همه از من گریزانند
تو هم بگریز از این تنها
فقط اسمی به جا ماند
ازآن چه بودم و هستم
دلم چون دفترم خالیست
قلم خشکیده در دستم
گره افتاده در کارم
به خود کرده گرفتارم
به جز در خود فرو رفتن
چه راهی پیش رو دارم
رفیقان یک به یک رفتند
مرا با خود رها کردند
همه خود درد من بودند
گمان کردم که همدردند
شگفتا از عزیزانی
که هم آواز من بودند
به سوی اوج ویرانی
پل پرواز من بودند......
شما ای خاطرات کهنه و پوسیدهودر هم ز من امشب چه می خواهید؟
ز من که میمیرم یکه و تنها،چه می خواهید؟
برای مردنم کسی را خبر نسازید.
نمی خواهم پدرم بر هم زند چشمان بازم را.
نمی خواهم ببیند مادرم سختی جان کندم را.
نامه ای نوشته ام که گر بیفتد به دست خواهرم،از دل کشد آهی.
و گر افتد به دست دلبرم،اشکش فرو ریزد.
*بدینسان نامه ام*:
سلام مادر،سلام ای نازنین،ای مهربان،ای بهترین مادر
دگر در دفترم شعر جدیدی را
نخواهی دید نخواهی خواند
دگر در آلبومم عکس جدیدی را
نخواهی دید.
دگر هر شب در را به رویم باز نخواهی کرد.
دگر از من نمی رسی،کجا بودی در این ظلمت؟
چه می کردی؟ چه می خواهی؟
مادر،اگر روزی رفیق مهربانی آمد سراغ من،
بگو: فرزندم به ناکامی جان داد.
و تا آخرین لحظه ی عمر به سختی سخن می گفت:
خداحافظ عزیزانم،
خداحافظ رفیقانم،
خداحافظ....
فرخنده میلاد کعبه زاد حماسه و مهرورزی،مولود کعبه،مولی الموحدین
حضرت علی ابن ابیطالب (ع)
بر پیروانش خجسته باد و همچنین روز پدر
مبارک باد..... بابا علی جونم روزت مبارک 
همه رفتن ای خدا من نرفتم کربلا
من نروم تا کربلا با تو قهرم ای خدا
یه سوال دارم مگر ما دل نداریو ای خدا
یا مگر جا تنگ بود از بهر ما در کربلا
کی روا باشد گل از ما و گلاب از دیگران
غم روی ساقی از ما شراب از دیگران
نمی دونم چه سر زد از من که بر غمت مبتلا شدم
یا حسین ثارالله(ع)
مبتلا بر فراغت،ای کشته ی سر از تن جداشم
بخواهی یا نخواهی آخر یه روز برا دیدنت می یام
تو می دونی اگه بیام یا نیام چقدر من تو رو میخوام
یا حسین(ع) خوب میدونی من از روز ازل دیونت بودم
خبر از هستی نبود من جاروکش می خونت بودم
ای خدای من جان من، ما را به کربلا ببر
به زیارت گه عباس بن علی(ع)مرتضی ببر
بی تو میمیرم بی تو میمیرم بی تو میمیرم حسین(ع)
![]()
ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهارا که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمت در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیائی
باغ من بهارم بهشت من کجائی
جان من کجائی کجائی؟که بی تو دل شکسته ام
سر به زانوی غم نهادم به گوشه ای نشسته ام
آتشم به جان و خموشم چو باده مانده از لوا
مانده با نگاهی به راهی که می رود به ناکجا
ای گل آشنا بی قرارم بیا
وای از این غم جدائی
رفت از کنارم از درد دوریش من بی قرارم ...خیال میکردم پیشم میمونه ترانه ی
عشق واسم میخونه خیال میکردم یه همزبونه نمی دونستم نامهربونه.....
با اینکه رفته اما هنوزم از داغ عشقش دارم میسوزم فکر و خیالش همش
باهامه هر جا که میرم جلو چشامه .... دلم میخواد تا دووم بیارم رو درد
دوریش مرحم بذارم اما نمیشه راهی ندارم نمی تونم من طاقت بیارم
نمی تونم من طاقت بیارم![]()

















نظاره کن دل مرا
ميان خارهای باغ
که پاره پاره گشته است
و شوق بودنت مرا
به آشيانه برده است
خداي من ، خداي من
نظاره كن هواي من
چو در ميان خويشتن
مرا به سوگ برده است
سكوت هاي لحظه وار
و آتش هميشه سرخ
از آن نگاه آشنا
مرا ز راه برده است
سكوت را نظاره كن
كه از ميان باغ غم
ميان تيغ هاي تيز
مرا به خويش خوانده است
سکوت را نظاره کن
هجوم ترس شب شکن
نظاره کن به عمق غم
مرا بسوی خود ببر
مرا بسوي خود ببر
********************************************************************
طعمشتلخبود. تلخياشرا دوستنداشتيم. نميدانستيمكهدواست. دواي تلختريندردها. نميدانستيممعجوناست. معجون انسانشدن. گمشكرديم. شيطاناز دستماندزديد. بيطاقتشديمو ناآرام. دهانمانبويشكايتگرفتو گلايه... و تازهفهميديمنامآناكسير مقدس، نامآنچهاز دستشداديم، «صبر» بود
*************************************************************************
تکيه بر ديوار کردم خاک بر پشتم نشست... دوستي با هر که کردم عاقبت قلبم شکست آن قدر رنجي که دنيا بر دل ما مي کند. بر دل هر کس کند او ترک دنيا مي کند با خودم گفتم:که فردا ترک دنيا مي کنم
به یاد دیروز: دیروزی که نگاهم با نگاهت آشنا شد و معنای زیبای عشق را فهمیدم.
به یاد امروز: امروزی که فهمیدم عاشق تو هستم و تو را از صمیم قلب می پرستم
و در حسرت فردا: فردای بی رحمی که جدائی و حصار بلندی بین من و تو خواهد کشید
******************************************************************************
تو گرفتار من هستي و همیشه به من فکر مي کني
و دلت بسيار براي من تنگ مي شود و جانت را براي من فدا مي کني
من نمي خواهم که تو حرفي به من بزني
حرفي که باعث شود قلب من از شدت مهرباني و عشق آب گردد
تنها کلمه دوستت دارم از زبان تو کافيست
اين کلمه وجود من را به آتش مي کشد
قلب تو در کنار من به مرز ديوانگي مي رسد
حتي نگاه چشمان تو نيز همچون ديوانگان مي شود
برای تو سخت است كه حتي براي یک لحظه مژه برهم بگذاری
اگر که لحظه ای سپری شود و تو در آن به چشمان من ننگری

ندانستم......
ندانستم که من کیستم.......
ولی دانستم تو کی هستی........
ندانستم که عاشق کیست...
ولی دانستم عشق چیست.......
احساس نکردم شب روز میگذرد...
ولی احساس کردم تویی که میگذری...
چشمانم به روشنایی جوابی نمی گفت.....
چشمانم تو را جواب گفت....
دست هایم را باز خواهم گذاشت تا تورا در آغوش بگیرم....
قلبم را خواهم بست تا هیچ کس دیگری وارد آن نشود....
چشمانم را خواهم بست تا تصویری غیر از تو در آن نقش نگیرد....
زبانم را خواهم بست تا بستن در های بسته را نگوییم....
گوش هایم را خواهم بست تا صدای عشق از ان بیرون نرود...
نگاهم را باز خواهم گذاشت تا عشق را همیشه ببینم...
احساس نکردم تکه آینه عشق در قلبم فرو رفت....
احساس نکردم سم عشق وجودم را فرا گرفت.....
احساس نکردم روزی خواهم شکست.....
روزی خواهم گریست...
روزی خواهم رفت به آن طرف آینه....
آینه ای که تکه اش در قلبم است...
و نور زندگی من ...
و توان زندگی ام...
ندانستم زمستان کی گذشت...
ندانستم بهار آمد....
ندانستم بهار هم دارد می رود...
فقط دانستم این ما هستیم که مانده ایم و گذشتن ها رو تماشا میکنیم...
تماشا میکنیم و برای روزهای که بر نمی گردند اشک میریزیم......
ندانستم زندگی چیست.....بلکه دانستم زندگی کردن چیست...
ندانستم دستانم به هم میرسند.... دانستم دستانم به تو نمی رسند....
نگاهم تورا نخواهد دید.....قلبم تورا خواهد دید....
بعد از همه ندانسته هایم....
دانستم که دوست داشتن تو است که تا آخر عمر خواهد ماند....و من دوست دار تو...
و دانستم که عشقم برای تو است......و من عشق تو....
فکر کردن اصلا نمیخواد دوست دارم خیلی زیاد
فقط واسه تو ساختمش دوست دارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد


از عشق چيزی بگوی
از عشق چيزی بگوی 
از آن لحظه كه چيزی آمد پديد .
از آن لحظه كه در قلبت چيزی روييد .
از شوق چيزی بگو
از آن لحظه كه پلكهايت را بسته نمی ديد .
از آن لحظه كه نگاهت چيزی می جوييد .
از مهر چيزی بگو
از آن لحظه كه لبخندی به لبهايت آمد پديد .
از آن لحظه كه برقی ميان چشم هايت می شد ديد .
از عشق چیزی بگوی
از آن لحظه كه ازدهام افكارت تو را در هم پيچيد .
از آن لحظه كه دلت تنها برای يك چيز می تپيد .
بازم شکسته قلباشون از دست یک بی معرفت کسی که ذره ای نداره تو وجودش درک و فهم
نمی فهمه که من واسش میخونم
نمی فهمه که من به پاش میمونم
نمی فهمه که من عاشق شدم
نمی فهمه که قلبم واسه اونه نمیتونه تنها بمونه نمیشه از عشق چیزی بخونه
کاش میشد دوباره چشماشو ببینم کاش میشد دوباره دستاشو بگیرم
کاش می فهمید که بدونه اون میمیرم
نمی فهمه که من واسش میخونم
نمی فهمه که من به پاش میمونم
نمی فهمه که من عاشق شدم
کاش امشب،
فقط امشب،
بخوانی راز پنهانم،
بدانی قدر تنهایی خود، من
دوستت دارم!

این جدائی حق ما نیست بودن تو آرزومه حتی واسه ی یک لحظه
میمیرم بی تو
خوندن من یه بهانست یه سرود عاشقانست من برات ترانه میگم
تا بدونی که باهاتم تو خود دلیل بودنم بی تو شب سحر نمیشه
میمیرم بی تو
من عشقت رو به همه دنیا نمیدم حتی یادت رو به کوه و دریا نمیدم
با تو میمونم واسه همیشه
اگه دنیا بخواد من و تو تنها بمونیم واست میمیرم جواب دنیا رو میدم
با تو میمونم واسه همیشه
خاطرات تو رو چه خوب چقدر حک می کنم توی تنهائی هام فقط به تو فکر میکنم
با تو میمونم واسه همیشه
هی نشین غصه نخور رفته که رفته ..... دل از عاشقی نبر رفته که رفته
اگه عاشق تو بود تنها نمی رفت ...... شده پا به پات میسوخت اما نمی رفت
بی خیالش مگه چند سال تو جوونی ...... بی خیالش مگه تو چند سال میمونی
بی خیالش اینا رسم روزگار ....... همشون کار خداس حکمتی داره
یاد حرفای قشنگش میدونم واست عذابه ...... دلتم خیلی گرفته حالو روزتم خرابه
اون که رفته خیلی وقته خبری از تو نداره ...... اون یه ابر پر غبار خیلی وقتام نمی باره
دیگه تنها شدیو سکوت تو پر از غمه ..... همه عالم و آدم واسه تو جهنمه
اون که رفته دیگه رفته ... دیگه برگشتن نداره ..... اگه دوست داشت نمی رفت...... دیگه تنهائی دوباره
بی خیالش
دیونه ی نگات شدم عاشق خنده هات شدمشونه برای گریه هات من خاک زیر پات شدم
تو اون فرشته ی خدا که اومدی از قصه ها اون که از اولین نگاه عشق و با من کرد آشنا
نگو.نگو نمیشه بمون واسه همیشه
نرو.نرو.نگو نمیشه بمون واسه همیشه
نگو که شاید باید جداشیم نگو نمیشه من و تو ما شیم نگو که شاید قسمت همین بود که با سکوت
شب آشنا شیم نگو شکستی عهدی که بستی به او خدائی که می پرستی نگو که تنها گل بهارم
فقط تو بودی فقط تو هستی
نرو ![]()
***********************
عاشقانه:
تو مي تواني دوستي مرا نپذيري . مي تواني مرا از خود براني
. مي تواني روي از من بگرداني و براي هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ...
منهم مي توانم تو را نبينم . مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار تو بسر برم .
مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم .
مي توانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند .
مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم .
ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من نيست .
او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد ....